شهدای  برادر   در  تکاب  روحتان  شاد

یادی   و نگاهی  به  عزیزانی  که  برادرانشان را  در  جنگ  از  دست دادند.

شهدائی  که  برادر   و یا  پسر  عمو  بودند.

شهیدان  برادران  بحری

برادران      بنی  هاشم

برادران     دشتی    اهل   سنت

برادران   رضویان

خانواده ای  از  اهل  سنت   شهیدان   رستمی ها 

برادران      حمامی  ها

بنده  از  نزدیک  با  این  شهیدان  آشنا بودم  و از  هر  کدام  خاطراتی  دارم     که  بعد ها  خواهم  نوشت

از  آن  جمله   بنی هاشم ها   که  اهل  ورزش    بودند  و در  مدرسه  باهم  همکلاسی  بودیم .

شهیدان    حمامی   و برادران  شهید  دشتی   که  در  گردان  جند الهه  یا  خاتم  تکاب  باهم  هم سنگر

و هم رزم  بودیم  یادشان  به  خیر  و روحشان  شاد.

شهیدان   رستمی    که   در  خانه   توسط   گروهکهای  ضد  انقلاب  به  درجه  رفیع  شهادت نائل  آمدند.

برادران  شهید  بحری  اهل  ورزش    و اهل  درس  بودن  و در  مدارس  و منطقه  با این  بزرگواران  آشنائی

داشتم   و در  باشگاه  کشتی  و  فوتبال 

اما   سادات   رضویانها    ورزشکار  و متدین  و اهل  درس   ساداتی  که  از خانوادهای  متدین  بودند.

بدنسازی و استفاده  از مکمل ها  و ابتلا   به  امراض  مختلف و احتمال  مرگ      رضوانی

در   باره    مکملهای  بدنسازی  بیشتر  بدانیم    با شگاههای ما  که برای  بدنسازی  تاسیس

شده اند  مشغول  درآمد زائی  هستند  . از آن  جمله  مواردی  چون  فروش  پودر   بدنسازی

کراتین   -  قرص های  متان     متاندون     ناندرلون     آمینو   اسیدها   کربوها    مولتی ویتامینها

خوب  بیشتر  درآمدی که مربیان  ما   یا مدیران  باشگاهها  دارند  را فروش  مستقیم  دارو  و مکمل

برای  عضلاتی   قوی  هست  که  عوارضاتی  دارد  که بعدها  مشخص  میشود.  و نارسائی  های 

کبدی   و گوارشی  و پوستی  رو  شا  مل  شده  و گاها   محکوم  به مرگ  خواهد   شد.

اینجانب   امیر  رضوانی  بعد   از  سالها  تجربه   در  حضور  کنار  مربیان  بزرگ  ایران  و قهرمانان

آسیا  و ایران  وتهران  حتی  در  شهرستان  به عینه  شاهد    فروش   دارو  و تجویز  مکمل  بدون

حضور  پزشک  در  با شگاهها  هستم   که الان هم  خیلی  از  فوتبالی ها و رشته  های دیگر ما

به  صورت   مخفی و غیر  مستقیم  دنبال  استفاده  از این  ماده  پر  انرژیک  ولی    خطر ناک  هستند.

مرگی  خاموش   در  بستر  داروهای  غیر  مجاز  و غیر  استاندارد  که   با قیمت  های  بسیار  گران

در  اختیار  ورزشکاران  این  رشته  و  رشته های  گوناگون   قرار  میگیرد.

بنابر   نویسنده  به  جمع  آوری  اطلاعاتی  پزشکی  در  سایتهای  گوناگون  دست  زده و این  اطلاعات

جامع  و مفید  را  در اختیار  جوانان  عزیز  قرار داده   تا   با  اگاهی   کامل  به ورزش  بپردازند.

ادامه نوشته

نوح  کیست   .  نوح  را  می شناسید    جوانان امروزی  شهر  تکاب  نوح    محمدیاری

نوح  کیست

واقعا  نوح  را  می  شناسید

خوب  شاید  به ذهن  شما برسد  که بگوئید  نوح  را می شناسیم

خوب   اشتباه  نکنید    نوح  ما رو  با نوح   پیامبر

بله  شما نوح  پیامبر را میگوئید 

من   نوح  را  میگویم  که  در  شهرمان  تکاب  سکونت داشت

نوحی  که  می توان  گفت  پیامبر  نبود بلکه  انسانی  وارسته  پاک  متدین   قران خوان  با وجدان

جوان   شبابی او طهارتش  بود   نوح   چون  اخلاقی  داشت  که انگار  نواده  پیامبران بود  او  نوح

شهرمان   نوح   محمد یاری  بود.

خدایا  چه   خوب  گلهای  ما رو می  چینی  و با خود  می بری  به  میهمانی  خودت نوح  عزیز  نوح

محمد یاری  کسانی  که با  او زندگی  کرده بودند  و دوست و آشنا  خوب  می  شناختندش و من نوح

را در  ایامی  که در باشگاه  محمد یاری ورزش میکردم .  شناختم   من از نوح  که از من  کوچک تر  بود

خیلی  آموختم    اخلاق   ادب    علم    خداشناسی   مدیریت    انسانیت    پاکیزه گی   و  معرفت

خدا شناسی   آری  شما   جوانان  به نظر  من  باید  کانونی  درست  کنید و از جوانانی  برومند چون

نوح  و نوحها  سالیانه  قدردانی  کنید  .

من  این  پیشنهاد رو  به فرمانداری   و  آموزش  و پرورش  و   اداره  ورزش  تکاب   میدهم  که  برای 

گرامیداشت  و یادواره و آموزش  جوانان  شهروند  تکابی  روز  جوان را  بنام   نوح محمد یاری  و شهید

قاضیان و شهدای  جوان  شهر  که قاریان  قرآن  بودند    و در اخلاق  و رفتار  سر سبد   گل   گلستان

شهرمان تکاب  بودند   نامگذاری تا  آموزه ای برای  جوانان  مدرنیسم  شهرمان  باشند   .

یاد  نوح  محمد  یاری  عزیز  گرامی   باد   که   هم  ورزشکار  با اخلاق  و با  خدا  بود  .

هم  یک  هنرمند   و جوان  برومند  و مون  در  عرصه  دینداری و قرآنی  بود.

نوح  محمد  یاری     فرشته ای  آسمانی   بر روی  زمین

بیاد  هنرمند  ورزشکار  شهید   ذکریا   قاضیان                             رضوانی

ذکریا    جان  عزیزم   دلم  برا همه  شما تنگ  شده

عزیزم   ذکریا   قاضیان  تو رو   میگم   یادمه  چقدر   به نماز   روزه  اهمیت  میدادی

دکریای  عزیز  میدونم   تو  جایگاه  رفیعی  در  دنیای  آخرت  داری  و ما رو  سیاهیم

ذکریا  ی  عزیز  سجاده  نمازت رو  خالی  می بینم  دلم  تنگ  میشه

تنگ  و تنگ تر  از اون  روزهائی   که  آرام  و ملایم   با  لبخندی  ملیح  و زیبا

برخوردت   با  نوجوانان  محله   با  خواهران  و برادرانت  یکسان  بود 

یادمه   خط  مینوشتی   و تمرین  میکردی  و صوت  قرانت  در  گوشم همیشه  طنین  افکن بوده و هست.

آرامشت  را   هنرت  را    ادبت  را   ایثار گریهایت را  و ورزش کردنهایت  را  ذکریا  جان  هیچ موقعی

از یاد  نخواهم  برد   شما  شهدا   همیشه  جاودانه تاریخ  خواهید  ماند  و نسل  به نسل  در  محافل

و مجالس  از  مرام  و مردانگی  و هنر تان خواهند  گفت  و من  امیر   هم  خواهم نوشت 

زنده باد  یاد  شهدای   جنگ  تحمیلی  و جنگ  کردستان   ذکریا  در  یک  کلمه   تو  یک   انسان روی

زمین نیبودی   و بلکه  فرشته ای  پاک  و با  عزت  بودی  که از آنسوی  آسمانها  وارد  دنیای ما شدی

ذکریا   جان   روحت   شاد  باد     راهت  را  ادامه   خواهیم  داد.

ذکریا   جان  هیچ  وقت  من  تشییع جنازه ات  را  و مراسم  گرامیداشتت

را  در اولین  روز  شهادتت   فراموش  نمیکنم .

دلم  برا  همه  دوستان  شهیدم  و  جانبازم  و همسنگرانم  تنگ شده.

مردی  بعد  از  سه  روز  زیر  آوار  برف  نجات پیدا  کرد    معجزه

 

     منبع        شیز    پایگاه  خبری
     
   

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شیز، سایت خبری شبکه ایران گفتگویی را با محمد حسین قانعی مقدم منتشر کرده که 2 ماه پیش امدادگران جمعیت هلال احمر شهرستان تکاب پس از سه شبانه روز گرفتار شدن در میان برف و کولاک و ساعت ها سرگردانی در کوهستان از مرگ حتمی نجات دادند. متن این گفتگو بدون تغییر در زیر آمده است.

-تجربه لحظات دلهره اور زندگی 

محمد حسین قانعی مقدم کارگر 28 ساله از روزهایی می گوید پس از سه شبانه روز گرفتاری در برف و کولاک زمستانی درست لحظه ای که مرگ هر لحظه به او نزدیک می شد تسلیم نا امیدی نشد و به زندگی سلامی دوباره داد .این کارگر معدن که خود را اهل آباده شیراز معرفی می کند می گوید:ما معدن چیان 25 روز را در دل کوه کار می کنیم و تنها پنج روز کنار خانواده مان هستیم کار در معدن را نوعی گردش در طبیعت می دانم و خستگی برایم معنایی ندارد تنها چیزی که گاهی خاطرم را آزرده می سازد دوری از خانواده ام است آن روز هم که گرفتار برف و کولاک شدم وراه روستا را گم کردم برای رفتن به ملاقات خانواده ام بار سفر را بسته بودم .شب قبل برف سنگینی کوه های اطراف معدن دندی از توابع استان زنجان را سپید پوش کرده بود صبح روز 28 آبان نزدیک به نیم متر برف روی زمین نشسته بود و اگرچه مسیر پیاده روی را سخت می کرد اما حوالی ساعت یک بعد از ظهر هوای شفاف و تمیز وسوسه ام کرد خود را به روستای" بزاجاخ " که تنها پنج کیلومتر با معدن فاصله داشت برسانم .می دانستم کارفرمایم در روستا است ، می خواستم دستمزد ماهیانه ام را بگیرم و راهی سفر شوم .چند کیلومتر راه رفتم ناگهان هوای زلال و شفاف روز جای خود را به بوران تندی داد و بوران با قدم های هولناکش فضای کوهستان را فرا گرفت در یک چشم بر هم زدن نزدیک و نزدیک تر شد تا جایی که نمی توانستم جایی را ببینم تنها وقتی قوت قلب می گرفتم که صدای آب رودخانه در گوشم طنین انداز می شد و آنگاه به مسیر ادامه می دادم. با جاده اشنایی زیادی نداشتم ولی به فکر برگشت مسیر هم نبودم همچنان که صدای غرش آب رودخانه را از دور دست می شنیدم این صدا باز هم من را به ادامه مسیر امیدوار می کرد روستا در امتداد مسیر رودخانه قرار داشت وبرای رسیدن به ان باید از رودخانه عبور می کردم هوا تاریک شده بود به نقطه ای رسیدم که عبور از ان سخت بود گمان کردم تپه ها ی زیادی را پشت سر گذاشته و به کمر کوه رسیده ام تا آن لحظه نمی دانستم مسیری را که رفته ام اشتباه است و من خلاف جهت آب رودخانه حرکت می کنم هوا کمی زلال شده بود و دید در هوای برفی کوهستان کمی بهتر از قبل شده بود نگاهم را که تیز تر کردم خود را بالای کوهی دیدم که در دامنه اش آب جریان داشت. احساسی را که در آن لحظه داشتم نمی توانم توصیف کنم هر لحظه احتمال کولاک داشت و این مسئله از حمله گرگ های وحشی و حیوانات درنده ترس بیشتری بر جانم می انداخت .وقتی حدس زدم گم شده ام کیف دستی ام را در دره ای رها کردم ،تنها چیزی که همراه داشتم گوشی تلفن همراهم بود که می دانستم هر لحظه امکان دارد با تمام شدن باطری اش ، خاموش شود آن را از جیب کتم بیرون آوردم با چند تن از اهالی روستا که رفقایم بودند تماس گرفتم ولی کسی پاسخم را نداد بعد ازآن دوباره با صاحب کارم تماس گرفتم اما به محض اینکه تک زنگ خورد تلفنم خاموش شد چشم به اطرافم که انداختم کوه و تپه بود و امکان بالا رفتن یا حتی پایین امدن از آن ممکن نبود خواستم کوه بزرگ را دور بزنم تا به روستا برسم اما ارتفاع برف خیلی زیاد بود دیگر رمقی برایم باقی نمانده بود تا بر غول سپیدی که لحظه به لحظه جلوی چشمم عرض اندام می کرد ،پیروز شوم.سه بار زیر چادر سنگین برف گرفتار شدم تا در نهایت به قله کوه رسیدم هوا تاریک شده بود و باید برای زنده ماندن فکری می کردم هر چند در آن شب سرد نا امید نبودم ولی باید راه آسانی برای استقبال از مرگ انتخاب می کردم.


-ماندن سر دوراهی 
معدن چی جوان نمی دانست وقتی با دست های توانگرش بر زمین ضربه می زند و سنگ بناهای شهر نشینان را ازدل زمین بیرون می کشد فردایی دیگر با همان دست های پینه بسته اش در سرمای شدید زمستان لحظه ای که دانه های برف و کولاک شب امان نمی دهند باید در قله کوه به فکر پناهگاهی برای خودش باشد پلک هایش را که از سرما قندیل بسته بودند روی هم گذاشت .
مرد جوان ادامه می دهد : تا اخرین لحظه ناامید نبودم می دانستم اهالی روستا نگرانم می شوند و بالاخره به دنبالم خواهند آمد.باد تندی شروع به وزیدن گرفته بود برای اینکه از سرما یخ نبندم بالای کوه چاله ای به اندازه قد خود حفر کردم با این حال می دانستم اگر در برف خوابم ببرد ،می میرم سرما رفته رفته بیشتر می شد با خود گفتم بهتر است اگر بمیرم خواب باشد اما تا صبح خوابم نبرد هوا که روشن شد زانوهایم بی حس شده بودند ولی با این حال 80 کیلومتر و 30 ساعت دیگر در برف پیاده روی کردم اما از آبادی خبری نبود تا اینکه سرانجام چشمم به روستای ییلاقی چیچک لو افتاد روستاییان همه کوچ کرده بودند و روستا خالی از سکنه بود به خانه اول که رسیدم نتوانستم در را باز کنم دوباره راهی خانه دیگری شدم در این خانه را که باز کردم گوشه اتاق کمی گازوئیل ، رختخواب و کمی مربا و نان خشک بود.دو روز بود که جز برف چیزی نخورده بودم و گلویم زخم شده بود با گازوئیل آتش درست کردم تا سردم نشود و به زیر رختخواب رفتم در آن لحظات تمام شرایطی را که تا 10 سال پیش یادم بود و من نسبت به انها اعتراض کرده بودم ، به خاطر می آوردم و از اعتراض و ناسپاسی هایم پشیمان بودم در آن لحظه بود که ارزش زندگی را باور کردم و اعتقادم به لطف خدا بیشتر شد.

 

-درک ارزش واقعی زندگی 
روز چهارم وقتی سه شبانه روز تمام شده بود از بیرون خانه صداهایی را شنیدم اول فکر کردم صدای هلی کوپتر است که از بالای سرم رد می شود زیرا در ان برف سنگین بعید به نظر می رسید کسی به روستا بازگشته باشد صدا هر لحظه نزدیک تر می شد به نظرم رسید که صدای تراکتور است سریع از رختخواب بیرون امدم ابتدا تصور کردم اهالی روستا هستند که برای کمکم امده اند اما انها شکارچیانی بودند که به دل کوه و صحرا زده بودند با فریاد های کمک خواهی ام آنها را متوجه حضورم کردم گفتم" اهل شیرازم و احتیاج به کمک دارم " گویا شکارچیان ترسیده بودند و فکر می کردند جن و پری در خانه روستایی پنهان شده است کمی که دقت کردند متوجه حضورم شدند و نزدیک تر امدند و از من خواستند تا با تراکتور به روستا برگردم اما توان انجام هیچ کاری را نداشتم و به زحمت روی پاهایم ایستاده بودم.هنوز 10 دقیقه از رفتن شکارچیان نگذشته بود که چهار تن از نیروهای هلال احمر تکاب به همراه امداد رسانان ماه نشان زنجان مانند فرشته های آسمانی برای نجاتم به سوی روستا می دویدند.آنها با معرفت ترین انسان هایی هستند که تا به امروز در زندگی ام دیده ام.اگرچه امیدم به زندگی با دیدن شکارچیان بیشتر شده بود اما نیروهای هلال احمر آرامش عجیبی را به جان بی رمقم بخشیدند به محض اینکه انها را دیدم بخاطر درد زانوهایم روی زمین افتادم فقط می شنیدم آنها با لهجه ترکی به یکدیگر می گفتند :نگهدارنده اش ،نگه دارش شده است."
زندگی در آن سه روز یک تراژدی می داند می گوید: به یاد دارم در نخستین شبی که زیر برف در ان چاله خوابیدم ثانیه های زندگی ام به تپش افتاد اما بخاطر اعتقاد قلبی به حضرت ابوالفضل (ع) ، امام حسین (ع) و حضرت مهدی موعود (عج) تسلیم نشدم و عاشقانه صدایشان زدم و گفتم یا امام زمان(عج) کمکم کن تا خانواده ام چشم به راه نمانند باور م نمی شد روز سوم سه گروه برای نجاتم بیایند 12 امدادگری که انگار ماموریت شان نجات من بود.
حرف آخر 
آرام می گوید:‌شاید دیگر برای کار در معدن به روستای دندی بازنگردم اما دلم می خواهد بار دیگر به آنجا بروم تا بر دستان توانای امدادگران هلال احمر بوسه بزنم.

طلای  تکاب   که   دودش  به  چشم  تکابی  ها  می رود.      

نایب رییس کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: مردم محروم تکاب به رغم برخورداری از معادن غنی و عظیم طلا نه تنها سودی از آن نمی برند بلکه مشکلات این معادن نیز گریبانگیر آنان شده و بلای جان مردم شده است.

 

     
     منبع    خبر  شیز تکاب
   

به گزارش شیز به نقل از ایرنا ؛ روح الله بیگی روز یکشنبه در جریان بازدید از معادن طلای زره شوران شهرستان تکاب در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: تکاب شهری است که مردم آن روی ده ها تن طلا نشسته اند اما همچنان غبار محرومیت بر چهره این منطقه سایه افکنده و تنها حاصل مردم این منطقه از این میزان ذخایر با ارزش خدادادی آلودگی های زیست محیطی و تخریب منابع طبیعی است.
وی گفت: تاکنون ۱۵۰ هزار میلیارد تومان طلا از معدن طلای آق دره این شهرستان استحصال شده که سهم این شهرستان از این مبلغ تنها ۳۰ میلیون تومان است.
نماینده مردم میاندوآب، تکاب و شاهین دژ در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از وزارت صنعت، معدن و تجارت در عدم تخصیص بخشی از درآمدهای این معادن به آبادانی این شهرستان افزود: روزانه حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلوگرم طلا از این معدن بدست می آید که از درآمد این میزان طلا مردم این منطقه هیچ سودی نمی برند.
وی یادآور شد: مردم شهرستان تکاب به دلیل بهره مندی از معدن طلا انتظار دارند از رفاه مناسبی برخوردار باشند، اما با فقر و محرومیت دست و پنجه نرم کرده و تنها نصیب آنها زباله های صنعتی و آلودگی محیط زیست است.
حجت الاسلام بیگی گفت: علاوه بر معادن طلا در این شهرستان هم اکنون ۴۹ معدن سنگ فعال و قابل بهره برداری وجود دارد که بیشتر آنها را افرادی به ثبت رسانده و از آن بهره برداری می کنند که از اهالی این منطقه نیستند.
وی اضافه کرد: روزانه بیش از یکهزار و ۵۰۰ تن انواع مواد معدنی شامل سنگ، خاک و دیگر مواد معدنی از این شهر به صورت خام خارج می شود و این درحالی است که صاحبان آنها حتی از پرداخت مالیات و ارزش افزوده آن نیز خودداری می کنند.
نماینده مردم میاندوآب ، تکاب و شاهین دژ در خانه ملت اضافه کرد: بسیاری از این معادن حتی از نیروهای بومی منطقه نیز استفاده نکرده و اقدام به بکارگیری نیروهای غیربومی کرده اند.
وی گفت: معادن طلا و سنگ این منطقه تنها تاکنون تخریب راه های منطقه بویژه راههای روستایی، تخریب منابع طبیعی ، آلودگی زیست محیطی ناشی از فرآوری معادن طلا در عرصه های منابع طبیعی را برای این منطقه دربرداشته است.
در شهرستان تکاب علاوه بر معدن طلای آق دره که بیش از هشت سال در چرخه تولید طلای کشور فعال است و سالانه ۲٫۲ تن طلای ۲۴ عیار در آن استحصال می شود، معدن طلای زره شوران بزرگترین معدن طلای خاورمیانه بوده و مهمترین و اصلی ترین ذخیره معدنی و غنی ترین نقطه طلاخیز کشور به شمار می رود که پیش بینی می شود بهره برداری از آن امسال آغاز شود.
معادن زره شوران و آق دره در ۳۰ کیلومتری شهرستان تکاب قرار دارد.
این شهرستان با ۷۸ هزار نفر جمعیت در ۳۳۰ کیلومتری جنوب آذربایجان غربی واقع است.

نمائی  از بازار  تکاب  و  قدمت بازار  تکاب ...........   منبع  خبری  شیز  تکاب

بازار تکاب یکی از قدیمی ترین و تاریخی ترین مکان‌های شهر تکاب است كه تلفيقي از تاريخ و فرهنگ مردم اين ديار را در خود جاي داده.

 

بازار تکاب را دریابید پایگاه خبری تحلیلی شیز  بازار قدیمی تکاب بزرگترین بازار روباز ایران

     
     
   

پایگاه خبری تحلیلی شیز - بازار واژه‌ای فارسی است و ریشه آن در زبان پهلوی بهاچار به معنی مکان قیمت‌ها است. از نظر تاریخی، بازار به محلی اطلاق می‌شود که خریداران و فروشندگان برای مبادله کالا یا خدمات به آن مراجعه می‌کنند.

مجموعه بازار در ایران از دوران ساسانیان در شهرهایی که رونق بازرگانی داشتند شکل گرفت. بازار به عنوان نهادی اقتصادی اجتماعی استخوان‌بندی شهر و روستاهای بزرگ به شمار می‌رود.

هسته ابتدایی بیشتر بازارها در حوالی دروازه مهم شهر تشکیل شده و در امتداد مسیرهای اصلی گسترش و ادامه می‌یافت. شکل‌گیری بازار و نحوه توسعه و ساماندهی فضاها، به کارکرد و رشد اقتصادی آن بستگی داشته است.

بازار تکاب را دریابید پایگاه خبری تحلیلی شیز  بازار قدیمی تکاب بزرگترین بازار روباز ایران

تکاب شهر کوچکی است به دور از هیاهو و شلوغی شهرهای دیگر اما این شهرکوچک و قدیمی مشکلات و نارسایی های خاص خود را دارد. مشکلاتی که آنقدرتکراری شده که دیگربرایمان عادی و به ویژگی بارز شهرتبدیل شده است و شاید کمتر ذهنمان را به خود مشغول ساخته است .  

   دراین میان و درطول زمان و از روزی که  روستای (تیکان تپه) درمسیرتوسعه کالبدی قرار گرفت وچهره شهری به خود گرفت همواره عناصری را در بطن خود دارا بوده که به عنوان عناصرهویت بخش آن به شمارمي آیند. از مهمترین عناصر می توان به مسجد جامع، کاروانسرا، حمام های قدیمی شهر، قلعه سردار و مهم تراز همه بازار شهر تکاب را نام برد. بازاری که بزرگترین بازار روباز کشور است و بازاری با سبک معماری خاص و با درب های چوبی هلالی شکل و زیبا  که در نوع خود بی نظیر است ، شاهدی بر قدمت شهر و عمق تفکر و اندیشه والای  معماران و طراحان وقت می باشد. و این عناصر درگذشته این شهر به دلیل نظم و ترتیب خود زیبایی خاصی به شهرداده بودند. اما باگذشت زمان وافزایش جمعیت شهر به مرور شهرو سیمای شهری آن دچار آشفتگی فراوانی شد که تاامروز نیز گریبان این شهرکوچک می باشد.

بازار تکاب را دریابید پایگاه خبری تحلیلی شیز  بازار قدیمی تکاب بزرگترین بازار روباز ایران

اما  بازار تاریخی و بزرگ شهر تکاب  با دکان ها، مساجد و کاروانسرای تاریخی در حالی به عنوان بزرگ‌ترین بازار روباز کشور شناخته می‌شود که در سال‌های گذشته عوامل طبیعی و انسانی باعث تخریب بخش‌هایی از آن شده است.

از سوی دیگر نبودن تعامل و همکاری بین سازمان میراث فرهنگی و برخی از دستگاه های ذی ربط، روند مرمت و حفظ این بنای تاریخی را با مشکل مواجه کرده است.

بافت تاریخی ابزاری کالبدی-نظری و روش شناختی برای مشخص نمودن هویت تاریخی است –واکاوی هویت تاریخی و هویت‌یابی تاریخی مقدم بر هویت یابی فرهنگی و اجتماعی  است. برای مشخص شدن موضوع کمی ملموس تر به اوضاع شهرمان تکاب و بافت ارزشمند آن می پردازیم.

بازار رو باز تکاب در سال 1328 تا سال 1338 توسط معمار معروف شهر تبریز استاد غلام حسین معمار باشی تبریزی به دستور ساعد السطان افشار (فتحعلی خان افشار) در چهار خیابان اصلی به مرکزیت چهارراه فعلی تکاب ساخته شد . درهای زیبا و چوبی به روش پیمون بندی و یا به اصطلاح امروزی "طراحی صنعتی" ساخته شدن. نجار آن نیز استاد کربلایی محمد نجار تبریزی بود.

بازار تکاب را دریابید پایگاه خبری تحلیلی شیز  بازار قدیمی تکاب بزرگترین بازار روباز ایران

بازار تکاب را دریابید پایگاه خبری تحلیلی شیز  بازار قدیمی تکاب بزرگترین بازار روباز ایران

امروزه در خیابانهای امام و انقلاب فعلی آثاری از این بازار روباز (مغازه‌ها) قابل رویت می باشد.بازاری زیبا و حیاتی که نقش اقتصادی در شهر را ایفا می کند.

در واقع  پیشرفت فیزیکی کالبدی شهر تکاب به واسطه این بازار بوده و دور تا دور آن فضای شهری شکل گرفته است.متریال (مصالح) این بازار،چوب بعنوان تیر و خشتی قالبی (آجر) سازه آن را شکل می دهد. نکته قابل توجه در معماری این بازار اندازه مغازه‌ها میباشد که نسبت به کاربری و متراژ زمین طراحی شده به طور کلی به شکل  مستطیلی به ابعاد 3 در 7  و به ارتفاع 3.5 متر میباشد . و با آجرکاری بسیار زیبا و با سردرهای منحصر به فرد هویت اقتصادی خوبی به خیابانهای شهر تکاب داده است.

اما ساختار معماری کنونی بازار تکاب برخلاف گذشته درخشان و ارزشمند خود دیگر هیچ نوع مشخصه ای را تداعی نمی کند و در واقع آنچه که ازسازمان فضایی و محیط کالبدی بازار درپیش روی ماست، احجامی مکعبی(قوطی کبریتی) ،تک عملکردی ، بدون دید و منظر و هویت کالبدی و نا زیبا می باشد.

 اما گذشته شهر ما چیزی برخلاف این موارد را بازگو می کند. بناهای قدیمی موجود در بازار شهر نشان می دهد  که گذشته شهر ما با ساختار و بافت های همگون و نسبتا سنتی، مطابق با شرایط اقلیمی، نیازها و عقاید مذهبی مردم شکل گرفته است و نوعی تعادل و توازن میان صورت و محتوا وجود داشت.

بازار تکاب را دریابید پایگاه خبری تحلیلی شیز  بازار قدیمی تکاب بزرگترین بازار روباز ایران

بازار تکاب را دریابید پایگاه خبری تحلیلی شیز  بازار قدیمی تکاب بزرگترین بازار روباز ایران

تاسف بار ترین نکته، دخل و تصرف در بافت تاریخی بازار قدیمی تکاب می باشد، به گونه ای که عملا دربسیاری ازقسمت ها چهره تاریخی آن نابود شده و از هم گسسته شده است. و هیچگونه نظارتی بر آن صورت نمی گیرد و این در حالی است که در اکثر شهرهای ایران هرگونه دخل و تصرف و برهم زدن بافت تاریخی کالبدی شهر عملا غیر ممکن و تحت ضوابط خاص است.

متاسفانه دستگاه‌هايي متولی اين امور يا در اثر غفلت و يا به خاطر درگيري با مسائل ديگري كه شاید اولويت بيشتري براي آنها دارند!!! از ساماندهي سيما و منظر بازار قدیمی و هويت بخشي به آن چشم پوشيده‌اند. شرایط به نحويست كه اكنون امور مربوط به سيما و نماي دکان ها و تصميم‌گيري درخصوص آن را سلايق مالكان و سازندگان اين بناها تعيين مي‌كند حال آنكه همة شهروندان خواسته يا ناخواسته، در معرض سيما و منظر فضاهاي شهري قرار دارند و از آن تأثير مي‌پذيرند.

بازار تکاب را دریابید پایگاه خبری تحلیلی شیز  بازار قدیمی تکاب بزرگترین بازار روباز ایران

بازار تکاب را دریابید پایگاه خبری تحلیلی شیز  بازار قدیمی تکاب بزرگترین بازار روباز ایران

 در واقع جدای از مسئولیتی که برعهده مدیریت شهری قراردارد، این مردم و شهروندان تکابی  هستند که باید با حضور فعال خود و اعمال نظارت و یا انتخاب در مقابل دخل و تصرف های نادرست در سیمای بازار قدیمی شهر از هویت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی خود دفاع و رابطه سیما و محتوا را به شکلی متعالی در شهر برقرار سازند و حفظ کنند.

       حال این وظیفه سنگین بر دوش شورای شهر و مدیریت شهری جدید است که بار دیگر تکاب عزیز را به جایگاه واقعی خود در زمینه هویت و سیمای شهری برساند. این امر زمانی محقق خواهد شد که با مشارکت فعالانه شهروندان همراه گردد.

پهلوانان واقعی  شهرمان شهدا و جانبازانند. دوست خوبم کشتی گیران تکابی .

سلام  عزیز  برادر  نام بی نشان  نوشته بودید  که من در باره  حمید اردلان  اجحاف  کرده ام.

خوب  چرا  مگر  بعد از انقلاب ما چند تا  از  حمید داشتیم  که در سطح  بالائی  کشتی   گرفتند.

خوب عزیزانی همچون  شهید  پرچمی  - شهید یاری  - شهید برزگر - - شهید شمسی - شهید ملکیان -

  چون تقی  فیضی - عبد اله  بهشتی  -  مرحوم بهرامیان  - -  محمد رضا رضوانی

ابراهیم  شاداب -  نبی اله  شاداب - ید اله تائی  - بهروز درویش نژاد - اسماعیل کثیری -  ایوب صفدری

محسن  شاداب - مجتبی صدیق افشار - سلطان  علی  عباس زاده - فتحعلی بدخشی  -  سلیم اردلان

پرویز ساعتی - مجتبی  افشارچی -  ناصر اقیانوسی  -  بایزید قاسمی  - مرحوم  نصر ت اله نقدی پدر

کشتی تکاب  و پایگاه اول  کشتی تکاب  محل  آن جای پای سادات بود  چون سید ابولبشر رضویان

مرحوم  سرحدی  از مشوقان  کشتی تکاب  محمد  حسن رضوانی از یاران دیرینه ورزش تکاب در گذشته

 علی محبوبی  که طنین تشویقهای بی امانش و یا توحیدی  و  یا مرحوم مختاری  عزیز و برادران مرحوم

محمد یاری و آقا رسول که در قید حیات هستند.

خوب  وقتی نگاهی  به بالا  می افکنیم  در بین این  عزیزان شهدا   جانباز مفقود و پهلوانهای واقعی دیده

می شوند و بس و هگان زحت کشان وپیشکسوتان عرصه ورزش کشتی تکاب آذربایجان و ایران هستند.

و اما بعد از این نسل  نسل بعدی که واقعا محکم و قرص پا در عرصه  جنگ تن به تن گذاشتند و دارای عنوان

شدند. بهرام رضوانی  -  اسماعیل  عشقی  - و مرحوم محمد نقدی   هم سه یار و سه رقیب بین نسل اولی

ها  و دومی ها بودند.

و تعدادی  شهید و مرحوم شده اند روحشان شاد  شهید  حمدی -  شهید  قاسملو  - شهید بدخشی

مرحوم بهرام اقیانوسی - مرحوم محمد نقدی - مرحوم قاسملو  -

و عزیزانی که در قید حیات  هستند.

جهانخش رشیدی -  بهرام رضوانی - منصور رشتی  -

 - منصور - رضا کاکائی - ابو الفظل بدخشی -  بهروز محبوبی - حسین رشیدی -

محمد رضا بهرامی - آرش رضوانی - امیر رضوانی - شعبانعلی کیانی - علی مرادی - اسماعیل عشقی

مجید صدیق افشار - گودرز عشقی - علی صدیق افشار - ایرج صدیق افشار- رامیز بدخشی -

برادران  نیک پور شهرام و بهرام ..........

 

بنابر این  همه کشتی گیران شهرمان خوب  بوده و در میان ایشان هستند افتخار آفرینانی که همه آنها

افتخار تکاب  و آذربایجان وقابل   احترام هستند.

در ضمن  شهدا  و جانبازان و ایثارگران پهلوانان واقعی هستند .

آیا این  عکس  واقعا  تمامی  پیشکسوتان فوتبال تکاب  هست .   

 

 

با   سلام  به همه دوستان  و عزیزان شهروند  و  ورزشدوست ورزشکار تکابی  احتراما  از آنجائیکه  شمااین دو تیم رو با  این  افراد نوشته اید پیشکسوتان  پرسپولیس  و افشار  جوان  البته خیلی  عالی و خوب و اینکه  پیشکسوت  پرسپولیس و استقلال  واقعا   پیشکسوتان واقعی  این دو تیم البته  پرسپولیس و استقلال و حاجیانپور  و شاهین  اغولبیک  و   یولقون آغاج   بازیکنانی  داشته اند  که نامشان  پیشکسوت  وتاریختولدشان  بیشتر  و اعتبار و اقتدارشان هم برای  تکاب  و آذربایجان والاتر  بوده.

از  پشکسوتان   پرسپولیس 

منصور  کاکائی  -   قدرت اله  فضلی  -  نادر  شیروند -  جمشید  یاری - عطا اله الهیاری - شهید خیری-شهید کریمی - مرحوم  فرج  زاده  که بعد ها  در افشار جوان بازی کرد -   صابر  شیروند - رسول  بهرامیان جعفر  فرجی -  با ب اله  غلامی  - رسول   شاداب -  موسی قادری  - کاظم  قادری -  احمدیان  - مرحومفریبرز ارجمند - علی  هاشمزاده -  رضا  هاشمزاده  -   مرتضی  هاشمزاده البته  بعضی ها جوانان  و

گاها در  تیمهای  مختلف تکاب  بازی  کرده اند داود  فرجی -  حمید ارجمند -  رامیز دشتی -  مرتضی  دشتیعلی کاکائی - پرویز  کاکائی  -

 

 

تیم  استقلال -

رزاق  کاکائی  -   بابائی    - چوپان  افشار امیر -  مرحوم  کشاورز  و برادرش -  قاسمی ها  - بهرام  رضوانی فرهاد فروغی - انظاری -  سرخوش - قادری   فریبرز -  مرحوم  جمشید احمدیان  -  محمد  علی باقری - احمدیان ها  -

 

حاجیانپور

سید رضی  موسوی   -  شجاع موسوی  -  جواد  تیله  کوئی  -  صمد  محمد  پور - نصرت  محمد پور

تورج  حاجیانپور  - ایرج  حاجیانپور  -  اقیانوسی  -بهادر  پیر محمدی - جواد  مرادیان  -  عزیز  مرادیانروح اله  حقیقت - محمود  حاجیانپور - رحیم  انعامی

 و افشار  جوان

هادی قربانی - فردین  فروغی - حبیب اله   قربانی - ابو ذر بیگ زاده - ابراهیم سروی - مرحوم رضا فرج زادهرحیم انعامی  -  بابک دارائی  -  احمد کاکائی  -  حسن احمدیان  - و ..........................

البته  در عکس بالا  در  قیاس  با پیشکسوتان فوتبال تکاب    دروازبانانی  چون   حدادی  -  رضا  لطیف -برادران  شهابی -  جمشید یاری - محمد  حاجیانپور  -  جعفر فرجی  -  ابراهیم  سر خوش -  یا برادران

مهران  و فرخ  نوری  -  برادران  فضلی باد محمود -  برادران  کتابی  اغولبیک - صمدی  - روحی -   یا یولقون آغاج   که نامشان در ذهنم  نیست  و تیم  گالاجار و طوفان و پرستو  -  نفت  و  بودند  فوتبالی هائیکه سنشان از ۵۰   گذشته  یا در  قید  حیات  نبوده و یا اینکه  در شهری دیگر و درخود تکاب   به فراموشیسپرده شده اند و پس من  در اینجا  نامشان را بار دیگر  یاد   و یادشان  را  گرامی  میدارم  .

و به شما  عزیزان میگویم   عزیزان  ما  که در این  عکس  هستند.  پیشکسوتان نسل دهه دوم و سوم انقلابند.پس  از پیشکسوتان  واقعی  شهرمان  دعوت  کنید  که مسابقه ای  جانانه  بر گزار کرده  تا ما هم دلمان خنک  بشود.  که  این  عزیزان را  از  یاد نبرده اند.

در اینجا  از عزیزان و پیشکسوتانی که نامشان را بعلت  عدم  حضور  ذهنی فراموش کرده ام پوزش  طلبیده.و دست تک تکشان را میبوسم  .و در صورت امکان   اگر  عکسی  از  قدیم  دارتد برای  بنده  در  ایمیلم بگذارند. یا در  وب   متشکرم

                                                            

مراسم  روز  دانشجو   در   شهرستان  تکاب  با  حضور  سرهنگ  صادقی  در دانشگاه  پیام نور  

ادامه نوشته

  با ستانی کاران  قدیم  تکاب        رضوانی

عبد الله    عباسیان

بهروز  درویش  نژاد

مرحوم  بهرام  اقیانوسی

موسی   قادری

 

تصویر  استاد مرحوم   نصرت اله نقدی و  استاد  مجتبی  صدیق افشار


scan0002.jpg

 

عکس  دو  یار  دیرینه  و از  مربیان  و پیشکسوتان  ورزش  کشتی  و باستانی  تکاب     جناب  آقای

مرحوم  نصر ت اله   نقدی    و  استاد  گرانقدر     جناب آقای  مجتبی   صدیق افشار  بنده  شاگرد

هر دو استاد  بوده ام.

خبرهائی  در   شهر     منبع   خبری   سایت  خبر در  شهر

تصاویری  از  زمستان  تکاب                 منبع    شیز  تکاب

مناظر تکاب در برف پایگاه خبری تحلیلی شیز تکاب زمستان تصویر برف بارش

ادامه نوشته

تکاب  ورزش   فوتسال   منبع  وب سایت  شیز

 

     
     
   

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شیز، با برگزاری آخرین دیدار از مسابقات فوتسال لیگ برتر استان آذربایجان غربی که تیم قایقران تکاب با نتیجه 5-4 بر میزبان خود پیروز شد پرونده لیگ فوتسال امسال بسته شد.

در این دوره از رقابت های لیگ برتر فوتسال آذربایجان غربی تیم های ماردین سردشت، قایقران و  ایستین از تکاب، اروم آلیاژ و سالار از ارومیه، شمس آذرآبادگان خوی، پایگاه شهدای معلم و معرفت از میاندوآب، پیام، آلومیران و ستارگان از سلماس حضور دارشتند، که تیم  آلومیران سلماس با 45 امتیاز قهرمانی این دوره از مسابقات را به خود اختصاص داد.

در این دوره از مسابقات دو نماینده از تکاب حضور داشتند که در پایان، نمایندگان تکاب در بین یازده تیم لیگ برتر استان، تیم قایقران رتبه چهارم و تیم ایستین نیز رتبه آخر جدول را کسب کردند.

گفتنی است در میان آمار و جدول کلی مسابقات، بیشترین باخت (ایستین 14بازی)، بدترین تفاضل گل(ایستین 37-)، کمترین برد(ایستین 4بازی) و بیشترین مساوی(قایقران 7بازی) در کمال ناباوری و تعجب به نمایندگان تکاب رسیده! در حالی که در دوره های گذشته نمایندگان تکاب نتایج بهتری را در لیگ کسب کرده بودند

جدول نهایی مسابقات فوتسال لیگ برتر استان

رتبه تیم بازی برد مساوی باخت زده خورده تفاضل امتیاز
1 آلومیران سلماس 20 14 3 3 87 54 33+ 45
2 اروم آلیاژ ارومیه 20 12 6 2 64 39 25+ 42
3 شمس خوی 20 11 5 4 78 54 24+ 38
4 قایقران تکاب 20 9 7 4 76 58 18+ 34
5 پیام سلماس 20 10 1 9 70 67 3+ 31
6 معرفت میاندوآب 20 7 4 9 54 53 1+ 25
7 سالار ارومیه 20 7 2 11 70 84 14- 23
8 ستارگان سلماس 20 6 3 11 62 72 10- 21
9 ماردین سردشت 20 6 2 12 39 58 19- 20
10 پایگاه معلم میاندوآب 20 4 5 11 62 87 25- 17
11 ایستین رهاورد تکاب 20 4 2 14 45 82 37- 14

بیشترین گل زده: آلومیران با 87 گل کمترین گل زده: ماردین با 39 گل

کمترین گل خورده: اروم آلیاژ با 39 گل بیشترین گل خورده: پایگاه معلم با 87 گل خورده

بیشترین برد: آلومیران (14 برد) کمترین برد: پایگاه معلم و ایستین (4 برد)

کمترین باخت: اروم آلیاژ ( 2 باخت) بیشترین باخت: ایستین ( 14 باخت)

بیشترین مساوی: قایقران ( 7 بازی) کمترین مساوی: پیام ( 1 بازی)

بهترین تفاضل گل: آلومیران 33+ بدترین تفاضل گل: ایستین 37-

تصویری  از تخت  سلیمان و زمستان  تکاب  افشار

تصویری    از گلی که تکابی ها به آن  موشتولوق  میگویند.


1/4تصویر شماره یك

محمد  حسن رضوانی  و نصر ت اله  نقدی  دو یار  دیرینه هم .

 

مرحوم نصرت اله نقدی و محمد حسن رضوانی

از ورزشکاران بنام شهرستان تکاب که فردی فرهیخته دارای فرهنگی غنی از اساتید علم و ادب و

 

بنیانگذار کشتی درشهرستان تکاب  مرحوم نقدی از دوستان نزدیک و صمیمی پدرم مفقود الاثر محمد حسن رضوانی بود.آری خیلی بچه بودم که این دو مرد فرهنگی را در سالن مدرسه نوری در سال 57 در اجرای نمایشی داخل سالنبنام پهلوانان یا قلندر با هم دیگر اجرا میکردند.در تمامی مسابقات ورزشی شهرستان تکاب هر دویشان از حاضرین جلسه بودند. آری مرحو نقدی چه در قبل

از انقلاب و چه در بعد از انقلاب خدمات ارزنده ای در کسوت میریت بخشداری منطقه و یا در کسوت بنیانگذار کشتی عاشقانه خدمتگزار این مرز و بوم بودند.هر وقت که حضور استاد می رسیدم هم به عنوان شاگرد و هم به عنوان دوست پدر می خواستم چون پدر بوسه ای نثار دست ایشان کنم اما با کمال فروتنی و تواضع دست خویش را می کشید و صورت مرا بوسه ای میکرد و

آهی از دل می کشید و می گفت تو برادر زاده من هستی و اینگونه که خدا شاهد است .

وی گفت پدر تو (محمد حسن رضوانی) انسانی پاک و شریف بود عاشق کشتی مردی و مردانگی او با سواد بود ودارای کمالات اخلاقی فراوان و از ورزشکاران و ورزشدوستان و رئیس پیش آهنگان دوران خویش بود و مدیریبا سواد که در این دیار کمتر کسی بدان درجه از علوم رسیده بود و اهل مسجد و یک پای منبربود.آری مرحوم پهلوان نقدی انسانی وارسته از زر و زیور دنیائی بود و عاشق سرودن و راستگوئی بود .و به کوهنوردی عشق می ورزید که همیشه میگفت که این طبیعت است که با طبیعت ذاتی من سازگاراست و با تشکیل گروه کوهنوردی اسنوند ایام مختلفی از هفته را با گرو که عبارت بودند از محمد رضا رضوانی

مجید رحمانی - باقرلطیف - فیروز رحمانی - ابراهیم بختکی - عباس همتی - اباسعد بختکی - اکبرسلیم خانزاده - زیدالله امیری - ذبیح الله سیفی - عیسی صیامی - رضا سلیمانی - حاج رضا فتوحی - مجید بارانی - توفیق حمیدی - فتح الله بهشتی - عیوض مرادی - حسینعلی شفیعی - محمد حسین باقرپور - عباس کرامتی - طاهرشفیعی - قدرت طاهری - جمشید قربانی - حمید خادمی - منصورقهرمانی - بهنام رحمانی - حمید بنی اردلان - اسماعیل همتی - رزاق رضوانی - نصرت الله روح زاد

 به قله و کوههای استان و استانهای مجاور و فتح این بلندی ها به فتح آنان عشق می ورزیدند.

آه ای نیک ترین ، آه ای بهترین ، اه ای بزرگترین ،آه ای قویترین ، آه ای زیباترین دیدی که اجل نداد مهلت،دیدی که زیباترین را بار دیگر گلچین کرد. دیدی که نصرت دلهامان را با خود برد تا بگوید من دوست دارم کهزیباترین ها و بهترینها را از میان گلستانی از گل انتخاب کنم . و آن را بدون کسب اجازتی از کسی برای خودم برای  خود بخواهم

. آری اگر نصرت سالها یاری دهنده دلهای شما بود و یار مهربان خانواده اش پس بدانید که او الان پیش خداست و یاری دهنده همه دلهاست آری ای عزیز دل ای استاد گرام و ای دوست پدر اگر رفتی در آن دنیا حتما او را خواهی دید .  او را که تاج سرمان . قدرت دستمان و قوت قلبمان سلام ما را به پدر برسان

و بگو هنوز که هنوز است ، منتظر دیدارت هستند.

 

بیاد مرحوم نصرت اله نقدی و محمد حسن رضوانی

تکاب  و تخت  سلیمان  رضوانی

آتشکده آذر گشسب واقع در آذربایجانغربی - شهرستان تکاب - تخت سلیمان


آتشکده آذرگشسب از مشهورترین و بزرگ‌ترین آتشکده‌های فلات ایران است
که در آذربایجان غربی در 49 کیلومتری شمال شرق شهر تکاب قرار دارد.

آذرگشنسب به معنی آتش اسب نر است و بر پایه افسانه‌های ایرانی

دلیل نام گذاری این است که کیخسرو به هنگام گشودن بهمن

دژ در نیم روز با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند، روبرو شد.

آنگاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد

 و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ، به پاس این یاوری اهورایی،

 آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جایگاه به نام آتش اسب نر

(گشسب یا گشنسب) نامیده شد.

آتشکده آذرگشسب در ضلع شمالی دریاچه قرار گرفته و دارای

 نمایی چهارطاقی است که درون آن محراب آتش قرار گرفته

 و راهروهای مخصوص مراسم عبادی اطرافش را فراگرفته‌اند.

در سمت راست چهارطاقی دومین اتاق مهم این آتشکده قرار گرفته

که در آن آتش را وقتی برای نیایش در معرض دید نبود، شعله‌ور حفظ می‌کردند.

در ضلع شمال غربی، ایوان بلند و شکوهمند ساسانی معروف به

ایوان خسرو که از آجر قرمز و ملات ساروج ساخته شده قرار دارد

 که تنها دیوارهای باقی مانده هنوز به عنوان شاخص این مجموعه تلقی می‌شود.

این ایوان بلند که برای اقامت پادشاهان ساسانی در زمان

اجرای مراسم زیارت آتشکده آذرگشسب، بارعام احداث شده است

و به احتمال زیاد تاریخ ساخت آن مربوط به خسرو اول معروف به انوشیروان است.

بر بالای این تپه دریاچه‌ای با عمق بیش از 60 متر و قطر حدود 100 متر قرار دارد.

 آب دریاچه توسط چشمه‌ای جوشان در کف آن تامین می‌شود

 و مملو از آهک و فاقد هرگونه موجود زنده است.

دمای آن در زمستان و تابستان ثابت است. سطح آب دریاچه به وسیله

دو جوی آب که یکی به سمت شمال و دیگری به سمت جنوب

دریاچه جاری هستند، ثابت مانده است.

مردم بومی به کانال جریان آب جنوبی که در زمان ساسانیان ایجاد شده اژدها می‌گویند.

از دریاچه تخت سلیمان در متون بسیاری نام برده شده است.

ساخت این بنا به بیش از 3000 سال قبل باز می‌گردد. آذرگشسب

در کنار دریاچه ارومیه قرار دارد و در گذشته کاخ‌های بسیار باشکوهی

 در اطراف آن بنا بوده.

آذرگشسب مخفف آذرگشنسب است که یکی از سه آتشکده مقدس حافظ جهان است.

نام آتشکده، گشتاسب است که در بلخ قرار داشته است،

 گنج‌های گشتاسب نیز در آنجا بود که اسکندر آن را خراب کرده و گنج‌ها را برداشت.

آتشکده آذرگشسب به زبان پهلوی گنزک یا گنجه، به زبان رومیان گزکا،

به زبان اعراب شیز و در زمان ایلخانیان به صورت ستوریق تلفظ می‌شده است.

در زمان انوشیروان و خسرو پرویز توجه خاصی به این مکان می‌شده

و عمران و آبادانی این محوطه از اهمیت ویژه‌ای برخودار بوده است.

پس از زوال حکومت ساسانی و اشاعه دین اسلام، این محل به شدت آسیب دید.

در زمان حکومت آباقاخان مغول با انجام تعمیرات وسیع و چشمگیر و

 احداث بناهای جدید این مکان به عنوان پایتخت تابستانی و تفرجگاه

 مورد استفاده قرار گرفت. در دوران خلفای عباسی نیز گزارش‌هایی

 دال بر استفاده از این محل در دست است.

آتشکده ایرانی آذرگشنسب که از زمان حکومت ایلخانان به بعد تخت سلیمان

 نام گرفت وسیع‌ترین تاسیسات مذهبی و اجتماعی مربوط به دوره ایران

 پیش از اسلام است که تاکنون شناسایی و از زیرخاک بیرون آورده شده است.

آتشکده ایرانی آذرگشنسب در سال 1382 به عنوان چهارمین اثر باستانی

 کشور در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

البته اینجانب رضوانی در ایام تعطیلات با کارشناس مخترم آثار و میراٍث فرهنگی
 
 مهندس نادر محمودی
 
تمامی مناطق تخت سلیمان وتونلهای و آثار را با تشریحات و توضیحات کافی 
 
 استاد گرانقدر در این وبلاگ
 
 
آورده و با کمی تغیر و اضافه از روزنامه همشهری  در این بلاگ گنجانده ام
 
 
 انشالله در مراخل بعدی از
 
 
محراب و حمام و خیلی از مراکز این اثر بیشتی خواهیم نوشت.
 
 
با کمال تشکر از کارشناس باستانی مهندس نادر محمودی که در گردآوری این گزارش ما
 
 
را یاری کردند.     
 
        امیر رضوانی