بیاد سردار رشید شهید جانباز محمد باقر محمد یاری رضوانی امیر
بیاد سردار عزیز جانباز قهرمان شهید باقر محمد یاری
سردار باقر محمدیاری چه زود رفتی از این دیار وای باورم نمیشود سردارم فرماندهم
چرا تنها رفتی کاش من هم میتوانستم با گروهان شهادت تو بیایم خدایا ببین چه گلهائی از میان
ما گلچین میشوند و تک تک پیش معبودشان میروند. فرماندهم . مربیم . ای دلورمرد جبهه های
جنگ حق علیه باطل چرا تنها خانه وکاشانه را ترک کردی و ما را با خود نبردی . میدانم تو هم از بودن در
این دنیای فانی خسته شدی سالها ای بزرگ مرد تاریخ جنگهای چریکی و عملیاتهای نامنظم
در کوههای کردستان آذربایجان - دو لتو - پیرانشهر - سردشت - میدانم تو هم از ما دل چرکین رفتی
میدانم تو هم از دست نامرادیهای زمانه قلبت را هدیه کردی - آری درد زخمهای زبان را به جان و تن
خریدی ماندی و مقاومت کردی اما تنها خسته و از دست زمانه رفتی ای ابر مرد ای سرباز آقا امام
زمان ای پیرو امام و مقلد رهبری تا آخرین لحظه ها همیشه با نظام و مردم بودی حرمتت همیشه
در دلمان حفظ خواهد شد.
خیلی دوست داشتی روزی بر کرسی مجلس بنشینی و از حقوق شهروندانت دفاع کنی اما حیف
که در این روزگار بخیلان وحسودان نگذاشتند اما خوشحال باش سردار جنگ تو پیش خدای خود رو
سفید رفتی و ما روسیاهیم اگر دلت را شکستیم - اگر نتوانستیم برایت نیروئی خوب باشیم .
اما این را بدان که حقیقت همیشه زنده هست و من نویسنده تو را همیشه نماینده م شهرستان تکاب
در مجلس شورای اسلامی میدانم.
آری ای سردار جانباز که نمیدانم چرا بعد از سالها وجود جراحت جنگ بر تنت نامت را جزو شهدا قرار
ندادند. اما این را بدان که من جانباز امیر رضوانی که نیروی گردان تو بودم و اولین مربی من در کشتی
بودی به تو افتخار میکنم و میگویم اش جانباز سر افراز اشی شهید دلاور زمانه سرت را در روز محشر
بالا خواهی گرفت و به حق ملائک تو را در میان بهشتیان اسکورت خواهند کرد.
من شهادت جانباز دلاور سردار باقر محمد یاری را به همه دوستان - خانواده محترمشان - سپاه پاسدارن
دادگستری محترم - شورای حل اختلاف - شورای شهر تکاب - ورزشکاران - برادر گرانقدرشان رسول
محمد یاری و تمامی نیروهای زمان جنگ تحت فرماندهی ایشان تسلیت میگویم و خود را جزئی از
خانواده بزرگ ایشان میدانم و سوگوارم و سیه پوش خدا او را قرین رحمت خویش بفرماید.
امیر رضوانی
